خانه / یادداشت ها / لبنان، محور مقاومت در منطقه

لبنان، محور مقاومت در منطقه

از همان آغاز پيروزي انقلاب اسلامي روشن بود كه غرب و شرق و قدرت‎هاي استكباري با اساس و هويت انقلاب اسلامي سر جنگ دارند و تاب تحمل آن را ندارند. آن‎ها نقشه‎هاي زيادي براي ريشه كن كردن و براندازي اين انقلاب در همان آغاز نوجواني كشيدند. ترورهاي كور دهه ۶۰، كودتاي پايگاه هوايي شهيد نوژه، راه اندازي جنگ‎هاي قوميتي كردستان و خوزستان و بلوچستان و… جنگ تحميلي عراق عليه ايران، همه و همه به همين منظور طراحي شده بود. انقلاب اسلامي ايران نيز بخوبي مي‎دانست براي حفظ و بقاي خود ناچار بايد پنجه درپنجه امريكا بياندازد و قدرت امريكا در منطقه را كه همان اسراييل است تضعيف كند. اگر بتوانيم اسراييل را در منطقه مهار كنيم آن وقت توانسته‎ايم قدرت امريكاي خودسر و زياده خواه را كنترل كرده، آن را مضمحل سازيم. در اين راستا، ابتدا سفارت يا به عبارت بهتر، جاسوسخانه امريكا در ايران اشغال شد و عناصر وابسته و جاسوس امريكا مانند عناصر نهضت آزادي شناسايي شدند و بسياري از نقشه‎هاي آن‎ها در همان ابتدا نقش بر آب شد. امام(ره) مي‎دانست سرانجام روزي جنگ با عراق خاتمه مي‎يابد ولي جنگ اصلي ما با امريكاي مستكبر و سگ زنجيري‎اش اسراييل است. از اين رو، امام بزرگوار بسيار مدبرانه، هسته اوليه حزب‌الله لبنان را در دفتر خودشان در جماران تشكيل داد. و آزادي قدس را از مهم‎ترين اهداف مسلمانان قرار داد. اين اقدام بسيار هوشمندانه و حكيمانه، پس از رحلت حضرت امام (ره) نيز ادامه يافت. تشكيل سپاه قدس از سوي امام خامنه‎اي به‎عنوان پشتيبان همه نهضت‎هاي منطقه، اقدام هوشمندانه و موثري بود كه در ادامه تدبير حضرت امام ره صورت گرفت. اسراييل كه يك روز شعارش از نيل تا فرات بود و در تصاوير بسان اژدهايي ترسيم مي‎شد كه دمش در تل آويو و سرش تا عراق و بخشي از ايران و منطقه در حال چرخش بود، در برابر اين تدبير حضرت امام به موضع انفعال افتاد وبه‎جاي حركت به جلو، به قهقرا و توقف رفت و كارشبه‎جايي رسيد كه ديوار حايل و سيم خاردار به دور خودش كشيده است. اسراييلي كه با جنگ‎هاي ۶ روزه مي‎توانست همه دولت‎هاي عربي را به شكست وادارد و به‎عنوان يك لولوي خطرناك و مترسكي براي دولت‎هاي عربي براي امتياز گيري غربي‎ها از آن‎ها تبديل شده بود ناگهان به عروسك خيمه شب بازي تبديل شد و قدرت پوشالي‎اش از كف رفت.

امريكايي‎ها كه به خوبي مي‎دانستند چه اتفاقي در حال وقوع است از همان آغاز تشكيل حزب‌الله دست به كار شدند تا از شكل گيري اين هسته مقاومت جلوگيري كنند. جوخه‎هاي ترور رژيم صهيونيستي فعال شد و با ترور دبيركل حزب‌الله لبنان، شهيد سيدعباس موسوي در صدد نابودي اين حزب اعتقادي و سياسيي برآمد. غافل از اين‎كه حزب‌الله آن قدر قوي و محكم بسته شده است كه با اين‎گونه اقدامات از هم فرو نمي‎پاشد. پس از شهادت سيد عباس موسوي، زمام حزب‌الله به دست فرد ديگري از مؤسسين حزب‌الله افتاد كه بسيار قوي و هوشمندانه كار را جلو برد و امروز به قهرمان مقاومت در منطقه تبديل شده است. حزب‌الله ابتدا در فاز سياسي محدود وارد شد ولي كم كم و به تدريج وارد فاز نظامي شد. تربيت نيروي فكري و اعتقادي يكي از مهم‎ترين اقدامات حزب‌الله بود. مرداني كه بسان كوه در برابر سختي‎ها و تندبادهاي مستكبران خم به ابرو نمي‎آورند و در هر عرصه‎اي كه لازم باشد بدون كوچك‎ترين ترس و واهمه‎اي شجاعانه وارد شده و مي‎شوند. اين روحيه معلول كارهاي فكري و ايدئولوژيكي حزب‌الله روي نيروهايش بود. امروز حزب‌الله به مرحله‎اي رسيده است كه جنگ با رژيم صهيونيستي را يك جنگ عقيده و اسلام و كفر مي‎داند و مواجه شدن با صهيونيست‎هاي كافر را بهترين ميدان مبارزه مي‎داند. نيروهاي حزب‌الله مي‎دانند كه پيروزي به عده و عُدّه نيست بلكه به ايمان و اعتقاد است. آن‎ها به اين نكته دقيق قرآني باور دارند كه «كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله» و بي‎ترديد خداوند نصرت كنندگانش را ياري خواهد كرد.

اسراييل كه از قدرت گرفتن حزب‌الله به شدت به وحشت افتاده بود به فكر چاره افتاد و با بسيج همه امكانات و پشتيباني امريكا و اروپا و كشورهاي مرتجع منطقه از جمله عربستان سعودي، در سال ۱۳۸۵ شمسي به فكر حمله به لبنان افتاد تا به خيال خودش حساب يك حزب سياسي نظامي كوچك به نام حزب‌الله را يكسره كند و با تسخير لبنان، دوباره سر اين اژدها به حركت در آيد. اسراييلي‎ها به بهانه اسارت دو تن از نيروهايشان توسط حزب‌الله جنگ را آغاز كردند و از زمين و هوا و دريا به جنگ لبنان آمدند. در آن ايام نگارنده براي عمره مفرده به مكه مشرف شده بودم رسانه‎هاي عربستان دايما اين ماشين جنگي را به رخ مي‎كشيدند. تمام جاده‎هاي منتهي به لبنان مملو از تانك و نفربر و نيروهايي بود كه با تمام تجهيزات جنگي حركت مي‎كردند. اين نمايش قدرت به اندازه‎اي وحشتناك بود كه در پندار غربي‎ها و مرتجعين منطقه، كار حزب‌الله را تمام شده تلقي مي‎كردند. برخي مردم عربستان از ما مي‎خواستند براي حزب‌الله و لبنان دعا كنيم. صهيونيست‎ها كه فكر مي‎كردند كار حزب‌الله در يك روز يا دو روز تمام است در باتلاقي گرفتار شدند كه بعد ۳۳ روز نمي‎توانستند خودشان را از آن بيرون بكشند. و سرانجام با دعاي مردم در سراسر جهان و توسلات مجاهدان حزب‌الله و عمليات نيروهاي قليل ولي قوي و مومن، اسراييل شكست را پذيرفت و به داخل منطقه اشغالي فرار كرد. جنگ ۳۳ روزه موجب تقويت روحيه ملت لبنان و مجاهدان حزب‌الله، نيروهاي حماس و فلسطيني‎هاي مظلوم شد. و روحيه اسراييلي‎ها را به شدت تضعيف و شكننده كرد به‎طوري كه آن‎ها براي بازگرداندن روحيه نيروهايشان حمله به غزه را در دستوركار قرار دادند. آن‎ها فكر مي‎كردند مردم محاصره شده غزه تواني براي مقاومت ندارند. آن‎ها مي‎توانند با نابودي حماس و نيروهاي مقاومت در غزه، روحيه شكست خورده خودشان را احيا كنند و آبروي از دست رفته خويش را بازسازي كنند. ولي مردم غزه توانستند با مقاومت ۲۲ روزه يعني ۱۰ روز كم تر از حزب‌الله، اسراييل را وادار به پذيرش شكست كنند و سپس در عمليات ديگري كه اسراييلي‎ها صورت دادند در يك جنگ ۸ روزه شكست خوردند!

با شكست اسراييل در مصاف با حزب‌الله و حماس و… عملا مقاومت جان تازه‎اي گرفت و اسراييل را به شدت آسيب پذير كرد. دست يابي حزب‌الله و حماس به موشك‎هاي پيشرفته و سلاح‎هاي جديد كه به بيش از ۱۰۰ هزار موشك تخمين زده مي‎شود رعب و وحشت خاصي در دل صهيونيست‎ها انداخت. چشم انداز نابودي اسراييل بسيار روشن بود. همه مي‎دانستند كه اسراييل در سراشيبي سقوط قرار دارد و سقوط اسراييل در منطقه به معناي شكست همه مرتجعان عربي است كه تحت حمايت امريكايي‎ها نفس مي‎كشند. حركت حزب‌الله و پيروزي‎هاي مقاومت در منطقه، موجب بيداري اسلامي در منطقه شد. مردم به اين آگاهي و رشد دست يافته بودند كه دولت‎هاي آنان شريك دزد قافله صهيونيست‎ها و مزدور امريكا و غربي‎ها هستند. با ايجاد نفحه‎اي كه وزيدن گرفت همه اميدوار شدند و نهضت بيداري اسلامي شكل گرفت. مردم كشورهاي مصر و ليبي و تونس و يمن و… همه به خيابان‎ها سرازير شدند و حكومت‎هاي عربي يكي پس از ديگري ساقط مي‎شدند بن علي در تونس، حسني مبارك در مصر و… همه به زير كشيده شدند. امريكا برخي دولت‎ها مانند بحرين را با زور سرنيزه سعودي‎ها نگه داشت و برخي انقلاب‎هاي صورت گرفته در كشورها مانند مصر و ليبي را با سياست‎هاي جنگ داخلي از بين برد و دوباره عناصر خودش را به قدرت برگرداند. امريكايي‎ها با سوء استفاده از نهضت بيداري اسلامي، در سوريه نيز دست به اقداماتي براي سرنگوني اسد زدند تا به خيال خودشان با سرنگوني وي لبنان را به محاصره در آورند و عملا حزب‌الله لبنان را از ميان بردارند. سيل سلاح از سوي غربي‎ها با دلارهاي نفتي عربستان و امارات و برخي شيوخ منطقه به سوريه سرازير شد. گروه‎هاي تكفيري كه از قبل براي اين كار تعبيه شده بودند با حمايت‎هاي مستقيم محور عبري- غربي- عربي، حزب النصره در سوريه و داعش را به وجود آوردند. شهرهاي سوريه يكي پس از ديگري به سرعت سقوط كرد و حتي بخش‎هاي اصلي دمشق نيز به دست آن‎ها افتاد. بشار اسد آماده فرار و پناهده شدن به يكي از كشورهاي خاص شده بود. در عراق نيز داعش شهرهاي سني نشين را با اعمال خشونت‎هاي قرون وسطايي به اشغال در آورد و مي‎رفت كه استان‎ها و شهرهاي شيعه نشين را نيز به اشغال در آورد و به خيال خودشان دولت اسلامي عراق و شام «داعش» را تشكيل دهند. داعش مهمترين هدف خودش را ابتدا متوجه لبنان كرد آن‎ها در صدد بودند كه خيال رژيم صهيونيستي را بابت حزب‌الله راحت كنند. شعار داعش و تكفيري‎ها اين بود كه شيعه از يهود بدتر است ابتدا بايد با استفاده از قدرت يهود، شيعه را نابود كنيم و سپس به جنگ يهود برويم. به همين دليل، همكاري خاصي ميان اسراييل و داعش ايجاد شد به‎طوري كه حتي مجروحان داعش در بيمارستان‎هاي اسراييل پذيرش مي‎شدند.

در چنين شرايط حساسي كه هر آن، امكان حمله مجدد از سوي اسراييل عليه حزب‌الله مي‎رفت با تدبير و با محاسبات دقيق، نيروهاي حزب‌الله از لبنان به سوريه اعزام شدند. سيد حسن نصرالله با اين شعار كه در خانه نمي‎نشينيم تا داعش در منازلمان مانند گوسفند سرمان را ببرد، وارد سوريه شدند. حزب‌الله عراق و افغانستان و پاكستان تحت اشراف سپاه قدرتمند قدس و فرماندهي سردار شهيد سليماني در كنار نيروهاي حزب‌الله لبنان وارد عمل شدند. با نصرت الهي داعش رو به افول گذاشت و در عراق و شام شكست‎هاي سنگين متحمل شد و در مدت كوتاهي تومار عمر داعش در هم پيچيده شد و شهيد سليماني طي نامه‎اي به فرمانده كل قوا امام خامنه‎اي از پايان عمر اين جريان خطرناك گزارش داد. شكست داعش در عراق و شام موجب تقويت حزب‌الله و جريان مقاومت گرديد؛ تعداد نيروهايي كه با عمليات نظامي در جنگ شهري بر دشمن غالب شده بودند از ۳۰۰ هزار نفر فراتر رفته بود اين نيروها مي‎توانستند با تجربه جنگ شهري كه داشتند براحتي قدس را از اشغال خارج كنند. فرمانده كل قوا امام خامنه‎اي از نابودي اسراييل خبر قطعي دادند و براي نابودي‎اش روز شمار تا كمتر از ۲۵ سال زمان تعيين كردند. هراس عجيبي بر دل‎هاي صهيونيست‎ها و همدستان منطقه‎اي آن‎ها حاكم شده بود. عربستان سعودي مي‎داند شكست اسراييل به معناي شكست دومينووار دولت‎هاي هم پيمان با اسراييل است. از اين رو محور مشترك عبري- عربي- غربي، تمام امكانات خويش را براي راه اندازي انقلاب‎هاي رنگين در عراق و لبنان به راه انداختند. آن‎ها با پخش پول و تبليغات رسانه‎اي شديد عليه دولت عراق و دولت لبنان، حركت‎هاي خياباني مردمي به راه انداختند. و در چنين شرايطي امريكا سردار مقاومت شهيد سليماني و سردار مقاومت در عراق ابو مهدي المهندس را به شهادت رساند تا به خيال خودشان مقاومت را در منطقه بي‎سر و دچار سردرگمي سازند. ولي اين‎گونه اقدامات موجب بيداري بيشتر مردم منطقه شد و دوباره مقاومت جان تازه‎اي گرفت و فتنه‎ها در عراق و لبنان مهار شد. جالب اين‎كه در برغم هزينه‎هاي سنگين سعودي، دولت مورد قبول حزب‌الله در لبنان زمام امور را به دست گرفت و حزب‌الله نسبت به گذشته قدرتمندتر شد. در عراق نيز، حضور امريكا با مصوبه پارلمان عراق نامشروع اعلام شد و زمينه‎هاي اخراج آن‎ها از عراق فراهم شده است.

در چنين شرايطي كه همه تيرهاي امريكا و اسراييل و متحدين منطقه‎اي شان به سنگ خورده است و حزب‌الله قدرتمندتر از گذشته به پيش مي‎تازد، توطئه ديگري در لبنان رقم زده شده است تا اين بار از اين راه بتوانند تنفسي مصنوعي به اسراييل بدهند. انفجار مهيب بندر بيروت سوژه مناسبي براي تسويه حساب با حزب‌الله لبنان شده است. كشته شدن بيش از ۲۰۰ نفر و مجروح شدن بيش از ۵۰۰۰ نفر و بي‎خانمان شدن قريب به ۳۰۰ هزار نفر از مردم لبنان در اين انفجار مهيب، مردم را به شدت ناراحت و آزرده خاطر كرده است. گذشته از اين‎كه عامل اصلي اين انفجار كيست و ان‎شاالله در آينده روشن خواهد شد، انگشت اتهام عناصر غربگرا در لبنان و شيوخ منطقه و رسانه‎هاي آن‎ها به طرف حزب‌الله، موج جديدي بر ضد حزب‌الله به راه انداخت. راه اندازي تظاهرات به اصطلاح مردمي عليه حزب‌الله و شعارهاي موهن عليه سيد حسن نصرالله و مقاومت و اشغال وزارتخانه‎ها و مجلس لبنان و بانك مركزي، موج جديدي بود كه صهيونيست‎ها را به شدت اميدوار كرد. سفر شتابان ماكرون رييس جمهور فرانسه به بيروت و دخالت‎هاي بي‎معناي وي در امور لبنان مبني بر ضرورت تغيير دولت لبنان موجب تجرّي برخي عناصري شد كه حتي خواستار تغيير قانون اساسي لبنان شدند. برخي خودفروخته‎هاي لبناني نيز با امضاي توماري خواهان برگشتن به دوران استعماري و مستعمره شدن كشورشان شدند!

امريكايي‎ها فكر مي‎كردند كه سيد حسن نصرالله قرار است در اين شرايط بحراني در پازلي كه آن‎ها طراحي كرده‎اند بازي كنند و از اين طريق بتوانند افكار عمومي را بر ضد ايران اسلامي و حزب‌الله لبنان تحريك كنند؛ ولي براي آن‎ها غير قابل انتظار بود كه امام خامنه‎اي حتي براي اين ماجرا پيام رسمي ندادند و سيد حسن نصر الله نيز در سخنراني‎اش با طمانينه خاصي، تنها به رفع اتهام از حزب‌الله پرداختند و خواهان بررسي ابعاد اين انفجار و محاكمه همه عوامل و مقصران اين حادثه شدند. سيد حسن نصرالله بر خلاف انتظار نسبت به سفر ماكرون نيز عكس العمل منفي نشان ندادند. ايشان بخوبي مي‎داند كه در شرايط فعلي لبنان به آرامش نياز دارد. تنها با بازگشت آرامش است كه مي‎توان عوامل اصلي ومقصران حادثه را شناسايي و به دست محاكمه سپرد و دست‎هاي پشت پرده كشورهاي دخيل در اين فتنه را به مردم نشان داد. حزب‌الله يك نيروي مردمي است و نمي‎تواند بدون آگاهي مردم و حمايت‎هاي مردمي به حيات خودش ادامه دهد. بنابراين، حزب‌الله به روشنگري نيازمند است او مي‎داند كه الان وقت اختلاف نيست زمان اين‎گونه مباحث فرا خواهد رسيد. روزي كه حقايق روشن شد آن وقت مردم حساب عناصر وابسته‎اي كه اين خسارات را به كشور زده‎اند و انگشت اتهام و انتقام را به سمت حزب‌الله برده‎اند خواهند رسيد.

بي ترديد اين ماجرا نيز تمام خواهد شد و مقاومت قدرتمندانه‎تر از گذشته در صحنه باقي خواهد ماند. اسراييل بايد بداند كه با اين‎گونه اقدامات نمي‎تواند به حيات خودش ادامه بدهد يا ضرب الاجل پيش بيني شده توسط امام خامنه‎اي را به تعويق بياندازد. انشا الله با اخراج امريكا از عراق و پيروزي انصارالله در يمن و حزب‌الله در لبنان و حماس و نيروهاي فلسطيني، اسراييل به سوي نابودي كشيده خواهد شد و قدرت اسلام قدرت برتر جهان خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *