خانه / بازتاب ها / کدخدا در جنگ نامتقارن

کدخدا در جنگ نامتقارن

برای نخستين بار و به طور رسمي مفهوم جنگ نا متقارن در گزارش بررسي دفاعي چهارساله آمريكا در سال ۱۹۷۷ مورد استفاده قرار گرفت. از مجموع تعريف‎هاي ارائه شده براي جنگ نا متقارن به چند عنصر اصلي از جمله بهره گيري از نقاط ضعف و آسيب پذيري دشمن، استفاده از فناوري‎هاي پيشرفته و غير قابل انتظار، بهره گيري از روش‎هاي مبتكرانه، تضعيف اراده ي دشمن برتر، مي‎توان اشاره نمود. تعريف ستاد مشترك آمريكا از جنگ نا متقارن اين است:«به كارگيري رويكردهاي غير قابل پيش بيني يا غير متعارف براي خنثي نمودن يا تضعيف قواي دشمن و در عين حال, بهره برداري از نقاط آسيب پذير او از طريق فناوري‎هاي غير قابل انتظار يا روش‎هاي مبتكرانه در جنگ نامتقارن را مي‎توان در ابعاد هسته اي، شيميايي، بيولوژيكي، الكترومغناطيسي، سايبريك و… مورد مطالعه قرار داده و يا آن را بكار بست.»

آمريكايي‎ها كه پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي خود را كدخداي دهكده جهاني مي‎دانستند اين گونه مي‎پنداشتند كه ديگر در هيچ كجاي جهان قدرتي كه بتواند در برابر غول قدرت امريكا بايستد وجود ندارد. تنها قدرتي كه تا حدودي روي آن حساب باز مي‎كردند جمهوري اسلامي بود. بوش با ايجاد كمربند امنيتي به دور ايران در صدد محاصره كامل ايران بر آمد. پايگاه‎هاي امريكا و اسراييل در تركيه، عراق، افغانستان، آذربايجان و ساير كشورهاي همسايه به همين منظور ايجاد شده بود. آن‎ها بر اين باور بودند كه مي‎توانند با فشارهاي اقتصادي و با استفاده از پادوهاي مزدور داخلي شورش‎هاي مردمي بر ضد نظام راه بياندازند و با فشارهاي نظامي كه همواره از گزينه‎هاي روي ميزشان بود استفاده كنند و مطلب را به خيال خودشان تمام كنند.
بي ترديد در چنين شرايطي ورود ايران به عرصه جنگ متقارن و كلاسيك اهداف دشمن را تامين مي‎كرد. امام خامنه‎اي كه در مقام فرماندهي كل قوا قرار دارد سياست جنگ را به سمت جنگ‎هاي نامتقارن هدايت كرد و توانست در اين عرصه، با جنگ متقارن دچار سردرگمي كند دشمن قدرتمندي كه خود را كدخداي جهان مي‎دانست.
انديشكده آمريكايي «مركز امنيت دريانوردي بين‎المللي» در مقاله‎اي به قلم «برت ديويس»، يكي از افسران ارشد نيروي دريايي آمريكا به بررسي چالش‎هاي جدي پيش روي آمريكا در مقابله با نيروي دريايي ارتش و سپاه پاسداران جمهوري اسلامي ايران در خليج فارس پرداخته، نوشته است اگرچه نيروي دريايي ايران از فناوري‎هاي بسيار پيشرفته‎اي در اين زمينه برخوردار نيست، اما ايران توانايي بسياري در زمينه جنگ‎هاي نامتقارن و استفاده از تاكتيك‎هاي نظامي غيرمتعارف دارد و همين امر نيز تهديدي جدي براي نيروي دريايي آمريكا محسوب مي‎شود. در طي چند دهه اخير جنگ‎هاي نامتقارن همچنان به عنوان نقطه ضعف اصلي آمريكا باقي مانده است. به همين دليل امريكايي‎ها در سال ۲۰۰۲ رزمايش مشتركي با عنوان «چالش هزاره ۲۰۰۲» در منطقه خليج فارس اجرا كردند تا ظرفيت خود را در جنگ‎هاي نامتقارن با ايران بالا ببرند. ولي نتايج اين رزمايش نظامي براي آمريكا بسيار فاجعه‎آميز بود به طوري كه ۱۶ ناو جنگي آمريكا در اين رزمايش نابود و غرق شد و به واسطه نبرد دريايي نامتقارن و غيرمتعارف نيز هزاران تن از نيروهاي نظامي ارتش آمريكا كشته و يا زخمي شدند.
فرماندهي كل قواي ايران، بخوبي مي‎دانست كه امريكايي‎ها در جنگ‎هاي نامتقارن بسيار شكننده هستند به همين دليل سياست‎هاي دفاعي كشور را به اين سمت و سو هدايت كرد. سياست‎هاي معظم له در جنگ‎هاي نامتقارن را ميتوان به موارد ذيل خلاصه كرد:
۱٫ ايجاد شكاف و اختلاف ميان ابرقدرت ها
آمريكايي‎ها به عنوان كدخداي خودخوانده جهان سعي مي‎كردند با تشكيل جبهه‎اي از ابرقدرت‎ها به اهداف خود دست يابند راي روسيه و چين در شوراي امنيت سازمان ملل مي‎توانست در فشار بين‎المللي بر ضد ايران موثر باشد ولي يكي از اقدامات بسيار مهم امام خامنه‎اي ايجاد شكاف در ميان جبهه استكبار و اعضاي شوراي امنيت است. امريكايي‎ها براي عمليات نظامي عليه ايران نياز به تصميم اعضاي شوراي امنيت دارند ولي در چند سال اخير هر گونه تصميم كدخداي جهان توسط اين دو عضو شورا وتو شده است. يكي از عواملي كه در شكست سياست‎هاي امريكا در حمايت از داعش در سوريه و عراق نقش داشت عدم اجماع ابرقدرت‎ها در اين موضوع بود.
۲٫ ايجاد سپاه قدس در منطقه
تشكيل سپاه قدس توسط مقام معظم رهبري و توسعه و گسترش آن، توانست سياست‎هاي امنيتي و نظامي امريكا را د رمنطقه با چالش جدي مواجه سازد. سپاه قدس در طول اين مدت توانست سياست‎هاي منطقه‎اي امريكا و رژيم صهيونيستي را به شكست بكشاند. يكي از اقدامات سپاه قدس به شكست كشاندن سياست‎هاي امريكا در جنگ‎هاي نيابتي بود كه در عراق و سوريه به راه افتاده بود. شكست منطقه‎اي امريكا در ژاندارم سازي عربستان سعودي براي خليج فارس نيز يكي ديگر از اقدامات سپاه قدس بود.
۳٫ ساخت سلاح‎هاي مدرن براي جنگ‎هاي نامتقارن
يكي ديگر از اقداماتي كه ايران اسلامي بسيار حساب شده انجام داده است ساخت سلاح‎هاي پيشرفته براي جنگ نامتقارن بود. امريكايي‎ها در ابتدا فكر مي‎كردند تنها سلاح ايران در جنگ‎هاي نامتقارن قايق‎هاي تندروست ولي با گذشت زمان متوجه پيشرفت‎هاي حيرت انگيز ايران در دانش هسته‎اي شدند و همه فشارهاي خودشان را براي از كار انداختن هسته‎اي ايران به كار بردند تحميل برجام بر ايران به همين منظور صورت گرفته است.
ساخت موشك‎هاي دوربرد با برد بيش از ۲۰۰۰ كيلومتر و پهبادهاي فوق پيشرفته كه مي‎تواند مسيرهاي طولاني را طي كند و به شناسايي مواضع دشمن اقدام كند و حتي با تجهيز آن به موشك مواضع دشمن را در هم بكوبد جبهه امريكايي‎ها را آشفته ساخته است.
۴٫ جنگ سايبري
امريكايي‎ها كه قبلا فكر مي‎كردند با در اختيار داشتن بالاترين فناوري‎هاي روز از جمله ليزر و هسته‎اي و سايبري مي‎توانند هر قدرتي را از سر راه بردارند ناگهان متوجه شدند كه در اين زمينه نيز ديگر كدخداي جهان نيستند ايران اسلامي نيز توانسته است به اين فناوري مهم دست يابد. درست به همين دليل است كه امريكايي‎ها در ماجراي آتش سوزي‎ها و انفجارهاي اخير در ناوهاي غول پيكر و كارخانه‎هاي مهم فولاد و برق و… درماندگي خودشان را به نحوي به تصوير مي‎كشند و اين احتمال را كه ممكن است در جنگ سايبري شكست خورده باشند را نفي نمي‎كنند. بي‎ترديد اين روزها اين ابرقدرت پوشالي بايد براي مدت‎ها به تحقيق و تفحص در باره علل اين انفجارات بپردازد و به تعبير سردار قاآني دوران خوش امريكايي‎ها به پايان رسيده است. بايد منتظر روزهاي سختي باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *