خانه / ویژه / كارآمدي فرهنگ اسلامي و ناكارآمدي فرهنگ غربي در مواجهه با كرونا

كارآمدي فرهنگ اسلامي و ناكارآمدي فرهنگ غربي در مواجهه با كرونا

هر چند برخي فيلسوفان غربي مانند هيوم و پيروانش براين باورند كه ميان بايدها و نبايدها و هست‎ها و نيست‎ها يك شكاف واقعي وجود دارد و آن‎ها از هست‎ها و نيست‎ها نتيجه گرفته نمي‎شوند بلكه ارزش‎هاي اخلاقي و حقوقي نسبي و تابع خواست انسان‎ها هستند. ولي واقعيت آن است كه لزوم اخلاقي به معناي ضرورت بالقياس فلسفي است. بر اين اساس بايدها و نبايدها به هست‎ها و نيست‎ها باز مي‎گردد و به نوعي، لزوم اخلاقي انعكاس هست‎ها و نيست‎هاست. بر اين اساس صفات و رفتارهاي اختياري انسان از جهت تاثيري كه در كمال اختياري دارند ارزش‎گذاري مي‎شوند و كمال اختياري انسان و تاثير صفات و رفتارهاي اختياري در دست‎يابي به آن واقعيت هستند. آن دسته از امور اختياري كه به جهت تاثيرشان در دست‎يابي به كمال اختياري مطلوب و ارزشمندند براي رسيدن به كمال اختياري لازم‎اند. بنابراين لزوم برخي صفات و رفتارهاي اختياري براي كسب كمال انساني نيز از نوع لزوم بالقياس است. از آن‎جا كه لزوم بالقياس واقعيت عيني دارد مي‎توان نتيجه گرفت: لزوم اخلاقي واقعيت عيني دارد. پس «بايد» در جملات اخلاقي لزوم آراسته شدن به برخي صفات و انجام دادن برخي رفتارهاي اختياري براي دست‎يابي به هدف اخلاق (كمال اختياري انسان) را بيان مي‎كند. همچنين در اخلاق «نبايد» بيان كننده لزوم پيراسته شدن از برخي صفات و ترك برخي رفتار‎ها براي دست‎يابي به اين هدف است. به بيان فلسفي نتايج افعال اختياري معلول‎هاي فعل اختياري است و از آن جا كه ميان علت و معلول ضرورت بالقياس وجود دارد؛ فعل اختياري نسبت به نتايجش ضرورت بالقياس دارد و بايد و نبايدهاي اخلاقي تعبيراتي از همين رابطه ضرورت بالقياس است. بر اين اساس ميان مفاهيم و گزاره‎هاي ارزشي اعم از اخلاقي و حقوقي يك رابطه واقعي وجود دارد كساني كه به جهان‎بيني الهي و توحيد معتقدند و جهان و حقايق عالم را معلول اراده او مي‎دانند معتقدند بايدها و نبايدها و ارزش‎هاي اخلاقي نيز از همان واقعيت‎ها نتيجه مي‎شوند. به‎عنوان نمونه اگر جهان داراي خدايي باشد و عالم ماوراءالطبيعه و روح و جهان آخرت و بهشت و جهنمي وجود داشته باشد ارزش‎هاي اخلاقي و حقوقي از پشتوانه حقيقي و واقعي برخورداند و صدق و كذب اين قضايا با همان واقعيت‎ها سنجيده مي‎شود. و اگر كسي معتقد به جهان بيني ماترياليستي و ماده‎گرايانه باشد و منكر ماوراء‎الطبيعه باشد بايدها و نبايدهاي او اعتباري و تابع ميل و سلايق انسان‎ها ارزش‎گذاري مي‎شود.

براي فرهنگ نيز تعاريف مختلفي ارايه شده است ولي بهترين تعريفي كه مقام معظم رهبري و علامه مصباح آن را پذيرفته‎اند عبارت است از مجموعه‎اي از باورها و بايد و نبايد‎هاي اخلاقي و حقوقي‎اي كه از باورها نتيجه گرفته مي‎شود. براي مقايسه نگاه فرهنگ‎ها نسبت به بلاها و حوادث طبيعي و ميزان كآرآمدي و ناكآرمدي آن‎ها، ابتدا لازم است بررسي شود كه هر فرهنگي بر كدام مباني استوار است و بايدها و نبايدهاي اخلاقي و حقوقي را چگونه ارزش‎گذاري مي‎كند؟

فرهنگ غرب بر اصول و مباني خاصي مبتني است كه آن مباني از اين قرار است:

۱٫ ماترياليزم و ماده‎گرايي

ماترياليست‎ها اصالت را به ماده مي‎دهند و منكر موجودات ماوراء‎الطبيعي و مجرد از جمله خداوند هستند بنابر اين، آن‎ها به خدا و روح و عالم پس از مرگ ايمان ندارند تا در برابر او مسووليتي داشته و رفتارهاي خود را بر اساس خواست او و براي پاداش در آخرت و رسيدن به كمال مطلوب از برخي كارها چشم بپوشند و يا برخي كارها را ضروتا انجام دهند.

۲٫ اومانيزم و انسان‎گرايي

اومانيست‎ها بر اساس اعتقاد به ماده‎گرايي و انكار حقايق مجرد و غيرمادي، در سطح بشري، انسان‎ها را داراي روح غيرمادي و جاودان نمي‎دانند، و در سطح جهاني، معتقدند عالم داراي خداي غيرمادي و فناناپذير نيست. بلكه مي‎گويند ما مجاب شده‎ايم كه جهان، اعصار توحيد، خداپرستي، مدرنيسم و انواع انديشه‎هاي جديد را پشت سرگذارده و مي‎گذارد. اعتقادنامه انسان‎گرايان، بر اين است كه هدف زندگي، خود زندگي است. بايد در اين جهان زندگي خوبي داشته باشيم و در آرزوي زندگي در جهان آينده به سر نبريم و انسان فقط با راهنمايي عقل و تجربه قادر است زندگي كاملا خوبي در اين دنيا داشته باشد. شرط نخستين و بنيادين زندگي خوب در اين دنيا عبارت است از آزاد ساختن فكر مردم از بند جهل و خرافات و آزاد ساختن بدن از ظلم و ستم مقامات اجتماعي.

۳٫ ليبراليزم يا آزادي مطلق

محور اصلي تفكر ليبراليزم به‎عنوان يك مكتب اين است كه انسان‎ها در زندگي خود آزادند و هيچ قيد و شرطي بر سر راه آن‎ها نيست، مگر آن چه كه موجب لطمه به آزادي‎ها و حقوق ديگران گردد. در نگاه ليبراليزم تنها چيزي كه اصيل است انسان و خواسته‎هاي او است. ليبراليزم هيچ سلسله اصولي كه خواسته‎ها و رفتارهاي انسان بخواهد در چهارچوب آن تعريف شود، را نمي‎پذيرد؛ زيرا تنها انسان و خواسته‎هاي او را اصيل مي‎داند و بنابر اين هر چيز ديگري بايد بر اين اساس شكل بگيرد و تعريف شود. بنابر اين هر فرد در انتخاب رفتاري كه انجام مي‎دهد كاملا آزاد است و كسي حق ندارد او را محدود كند مگر آن كه خودش بخواهد يا به آزادي ديگران لطمه بزند. به تعبير يكي از غرب‎گرايان معاصر، ليبراليزم از آن جا آغاز مي‎شود كه آدمي مي‎كوشد خود را از شر مقدسات آزاد كند و ولايت هيچ كس حتي ولايت خدا و پيامبران را منكر است بلكه معتقد است بايد در برابر هر گونه ولايتي دست به شورش زد. زيرا انسان‎ها هيچ آقابالاسري ندارند و هيچ كس حق ندارد آزادي آن‎ها را محدود كند. ليبرال‎ها بر اين باورند كه حق در آستين هيچ كس نيست و هيچ كس نمي‎تواند معصومانه سخن بگويد يا معصومانه حكومت كند؛ همه بر سر يك سفره نشسته‎ايم و همه ساكنان يك كوييم. هيچ كس از پيش خود يا از پيش خدا واجد امتيازي نسبت به كس ديگر نيست.

۴٫ لذت‎گرايي

مراد از لذت‎گرايي اين است كه لذت، تنها خوبي، به‎عنوان غايت است؛ شاخصي كه تفكري را در زمره لذت‎گرايان قرار مي‎دهد اين است كه «لذت، تنها خوبي به‎عنوان غايت يا خوب في نفسه است». به اين معنا كه تنها خوبي كه انسان‎ها بايد به منزله غايات كردارهاي خويش برگزينند، لذت است. وقتي ملاك خوبي را لذت‎آفريني قرار داديم، طبيعتا به فردگرايي خواهيم رسيد و هركس از هر چيزي كه لذت مي‎برد آن را انجام مي‎دهد هر چند آن كار براي ديگران رنج‎آور و ناخوش‎آيند باشد زيرا او تنها به لذت خويش مي‎انديشد و كاري به مصالح و مفاسد ديگران ندارد. بر اساس اين اصل، اگر منفعتي را هم براي ديگران لحاظ كند، تبعي است، يعني آن جا كه مي‎بيند لذت خودش در گروي لذت و منافع ديگران است به ناچار به منفعت ديگران نيز مي‎انديشد.

۵٫ پوزيتيويسم اخلاقي

بر اساس اصول فوق، در زمينه اخلاق امروزه نظريه اخلاق پوزيتيويستي مطرح است كه شبيه تفكر ليبرالستي در عرصه حقوق است. اين مكتب معتقد است «خوب و بد» و «بايد و نبايد»هاي اخلاقي هيچ پشتوانه‎اي جز خواست مردم ندارد و هرگاه مردم چيزي را پسنديدند و ارزش تلقي كردند آن چيز «خوب» و «ارزش» اخلاقي و هرگاه مردم چيزي را نپسنديند و از آن روي گردان بودند آن چيز«بد» و «ضد ارزش» مي‎شود.

۶٫ سكولاريسم

سكولاريسم معتقد به جدايي دين در سياست و حكومت است و به معناي افراطي آن عدم‎دخالت در امور انسان حتي امور فردي است به عبارت روشن‎تر، سكولاريسم به معناي حقيقي كلمه يعني لائيسيزم و كفر و الحاد.

در واقع زيرساخت‎هاي اصلي آن‎چه امروزه به‎عنوان «فرهنگ غربي» از آن ياد مي‎شود مولود همين اصول فوق به‎ويژه تركيب ليبراليزم و پوزيتيويسم اخلاقي است. مولفه‎ها و مشخصه‎هايي مانند نسبي‎گرايي و فردگرايي در فرهنگ غربي نيز از همين‎جا ريشه مي‎گيرد.

البته توجه به اين نكته لازم است؛ كه چنين نيست هر كس در غرب زندگي مي‎كند لزوما داراي فرهنگ غربي است، بلكه چه بسا انسان‎هايي كه در شرق و حتي كشورهاي اسلامي از جمله ايران اسلامي زندگي مي‎كنند و در ذيل اين فرهنگ تعريف مي‎شوند، زيرا منظور از فرهنگ غرب، فرهنگي است كه بر مباني فوق، يعني اومانيزم، ليبراليزم، سكولاريسم و پوزيتيويسم اخلاقي مبتني است و ملاك، منطقه جغرافيايي نيست.

در نقطه مقابل، فرهنگ ديني و به‎ويژه فرهنگ اسلام ناب محمدي(ص) قرار دارد كه مبتني بر مباني توحيد و اعتقاد به قيامت و جهان پس از مرگ است. مكتب اسلام معتقد به خداي يگانه‎اي است كه علاوه بر آفرينش انسان و جهان، به ربوبيت تكويني و اداره و مديريت جهان و ربوبيت تشريعي و حق و تكليف و صدور احكام براي انسان باور دارد. انسان موحد خداوند را از رگ گردنش به خود، نزديك‎تر مي‎بيند و او را به قدري تيزبين مي‎داند كه كوچك‎ترين رفتارهاي انسان‎ها را بي‎پاسخ نخواهد گذاشت و معتقد است ميان رفتارهاي اين جهاني انسان‎ها و زندگي جاودانه جهان پس از مرگ رابطه‎اي مستقيم وجود دارد. هر چه در اين جهان كاشته شود در آن جهان درو خواهد شد. بنابر اين، انسان موحد و معتقد به جهان‎بيني توحيدي، ميان ارزش‎هاي اخلاقي و حقوقي و واقعيت‎هاي عيني كه از هستي خدا و ديگر مجردات نشأت مي‎گيرد رابطه واقعي قايل است و سعي مي‎كند رفتارهاي خود را به گونه‎اي تنظيم كند كه با آن اصول هماهنگ باشد و او را به كمال نهايي مطلوب كه قرب الهي است برساند. به همين دليل نسبت به حوادثي كه در جهان مي‎گذرد نمي‎تواند بي‎تفاوت باشد بلكه خود را مسوول مي‎داند.

اكنون پس از تبيين شاخص‎هاي فرهنگ‎هاي اسلام و غرب، مي‎توان درباره كارآمدي يا ناكارآمدي هريك از دو فرهنگ در مقابله با بلاياي طبيعي از جمله كرونا، به داوري نشست. زيرا رفتارهاي متفاوت انسان‎ها از جمله در برابر بلاهاي طبيعي از نوع نگاه فرهنگي آن‎ها نشات مي‎گيرد.

۱٫ آثار و تبعات باور به فرهنگ ديني

از آن جايي كه يك موحد و يك مسلمان به خدا و قيامت باور دارد و برنامه زندگي‎اش را از پيامبر و امام معصوم مي‎گيرد معتقد است كه همه رفتارهاي او هر چند كوچك، در زندگي جهان پس از مرگش تاثير مستقيم دارد. لذا سعي مي‎كند براي تامين سعادت جاودانه خود به آن آموزه‎ها به‎عنوان يك وظيفه الهي و ديني عمل كند. اسلام علاوه بر خمس و زكات به‎عنوان واجب شرعي، بر انفاق و صدقه و تعاون به برّ و تقوي و بخشش مال به نيازمندان تاكيد مي‎كند. به همين دليل است كه مسلمان واقعي براي رسيدن به سعادت واقعي، به امور ديگر انسان‎ها و مشكلات پيش آمده براي مردم، به‎عنوان يك وظيفه مي‎نگرد و حتي در اين راه با جان و مال خويش با خدا معامله مي‎كند و خود را نيز به خطر مي‎اندازد. و در اين راه هيچ گونه منتي، بر هيچ كس ندارد. به همين دليل، زماني كه دشمن به مرزهاي خاكي و آبي كشور حمله كرد با مال و جان خويش به دفاع بر خاست و با تقديم صدها هزار شهيد از هويت و دين و كشورش دفاع كرد و درعين حال از حدودي كه خداي متعال تعيين كرده است خارج نشد. اين درحالي است كه كشورهاي غربي با همان مباني‎اي كه ذكر شد نه تنها از متجاوز حمايت كرده و انواع بمب‎ها و تجهيزات كشتار جمعي از جمله سلاح شيميايي در اختيار دشمن ملت ايران گذاشتند؛ در داخل نيز غرب‎گرايان عمدتا نسبت به آن بي‎تفاوت بودند و برخي از آن‎ها نقش ستون پنجم دشمن بازي را مي‎كردند و به‎جاي مقابله با دشمن، ملت ايران را محكوم مي‎كردند!

در برابر حوادث طبيعي نيز همين دوگانگي وجود دارد، روحانيت شيعه و روشفكران واقعي همواره در برابر حوادث و بلاياي طبيعي مانند سيل و زلزله و … در كنار مردم بوده‎اند و جزو اولين كساني هستند كه در ميدان حضور داشته و دارند. نگاهي به تاريخ قبل و بعد از انقلاب اين حقيقت را بر همه عيان مي‎سازد. در سال‎هاي منتهي به انقلاب اسلامي، سيلي مهيب، شهر ايرانشهر را در نورديد. و زلزله‎اي بزرگ طبس را ويران كرد؛ در آن شرايط سخت، در حالي كه روحانيت قدرتي در اختيار نداشت ولي جزو اولين گروه‎هايي بود كه در عرصه حضور پيدا كرد؛ آيت‎الله خامنه‎اي كه در اين شهر تبعيد بود با مديريتي در خور تحسين به گونه‎اي مشكلات مردم را حل و فصل كرد كه در گزارش ساواك از زبان مردم آورده است اگر دولت مي‎خواهد به ما كمك كند چند تن ديگر مانند سيدعلي خامنه‎اي به اين شهر تبعيد كند، آن وقت مشكلات ما حل خواهد شد. در زلزله طبس نيز اين روحانيت بود كه در خط مقدم امدادرساني قرار گرفت و زودتر از همه به ميدان آمد. شهيدهاشمي‎نژاد در راس گروهي از روحانيون مشهد وارد طبس شدند و آيت‎الله خامنه‎اي نيز كه در تبعيد به سر مي‎برد در زمان مرخصي، در مسير بازگشت به منطقه آمد و به سازماندهي گروه‎ها پرداخت. ايشان در خاطراتش مي‎فرمايد گروه‎هاي روشنفكري نيز در همان زمان به منطقه آمده بودند ولي از خدمت خبري نبود بلكه آن‎ها چوب لاي چرخ خدمت مي‎گذاشتند. در زلزله‎هاي منجيل و بم و منطقه پل ذهاب كه اخيرا در سال ۹۶ اتفاق افتاد تقابل اين دو فرهنگ خودش را بخوبي نشان داد. جريان غرب‎گرا همواره نسبت به گرفتاري‎هاي مردم بي‎تفاوت بود، بلكه بعضا از اين راه براي خود كيسه‎اي دوختند بعضي از آن‎ها با جمع‎آوري ميلياردها تومان از مردم، ژست خدمت به خود گرفتند ولي با گذشت ۴ سال هنوز از هزينه شدن آن پول‎ها خبري در دست نيست.

اكنون نيز كه جهان و كشور ما دچار ويروس منحوس كرونا شده است تفاوت نگاه اين دو فرهنگ در مقابله با آن كاملا مشهود است. پيروان فرهنگ اسلامي بر اساس اعتقاد به خدا و قيامت و طبق آموزه‎هاي ديني براي شكست كرونا با تمام قوا به مصاف اين ويروس خطرناك آمده‎اند. روحانيت و جوانان بسيجي و انقلابي مانند هميشه در خط مقدمِ كمك به كرونايي‎ها قرار گرفته و در عرصه‎هاي مختلف از گندزدايي خيابان‎ها و معابر گرفته تا توليد ماسك و لباس، پرستاري از بيماران در كنار كادر درمان، غسل و دفن اموات كرونايي و حمايت از خانواده‎هاي كرونازده و بيكار شده‎اي كه به‎دليل طرح قرنطينه اجتماعي تعطيل شده و كار خويش را از دست داده‎اند، ورود كرده‎اند. جريان مذهبي در قالب طرح مواسات، در خدمت و كمك‎رساني به خانواده‎هاي بي‎بضاعت و كم‎درآمد با دستور الهي «سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ» در يك مسابقه بزرگ كشوري شركت جسته‎اند و طبقات محروم جامعه را مورد لطف و عنايت خويش قرار مي‎دهند. مساجد و تكايا و حسينيه‎ها و هيات‎هاي مذهبي نيز به پايگاه‎هاي اصلي مبارزه با كرونا تبديل شده است. جريان مذهبي با بهره گرفتن از آموزه‎هاي ديني و بر اساس اعتقادات ديني‎اش در شرايط سنگين تحريم ظالمانه آمريكا و اروپا با رهبري الهي امام خامنه‎اي در مبارزه با اين ويروس منحوس توانست مقام دوم جهاني را در مهار و كنترل ويروس كرونا و افزايش آمار بهبوديافتگان و كاهش آمار فوت‎شدگان به دست آورد؛ به‎طوري كه آمار بهبوديافتگان با رتبه بيش از ۸۰درصدكشورهاي ابرقدرت دنيا را پشت سر گذاشته است و بحمدالله در بسياري از استان‎ها و شهرهاي ايران وضعيت سفيد اعلام شده است. و برغم تحريم‎هاي سنگين، جمهوري اسلامي از چنان تواني برخوردار شده است كه لوازم پزشكي مانند ماسك و كيت تشخيص به بيش از ۴۰كشور دنيا صادر مي‎كند.

۲٫ آثار و تبعات باور به فرهنگ غربي

در مهد تفكر و حاكميت فرهنگ غربي، از دين و اخلاق و خدا خبري نيست، دولت‎ها به‎جاي كمك به يكديگر در مسابقه دزدي ماسك و دستكش و لوازم بهداشتي شركت كرده‎اند. آمريكا و فرانسه بارها محموله‎هاي كشورهاي نيازمندي مانند ايتاليا و اسپانيا را ربوده‎اند. مردم نيز به‎دليل حاكميت فرهنگ غرب، نسبت به هم‎نوعان خويش بي‎تفاوت هستند و هر كس در اين وانفساي كرونا، به فكر نجات خويش است. از اين رو به‎جاي كمك به يكديگر، در پي غارت دستمال كاغذي و مواد غذايي و لوازم بهداشتي هستند. در نتيجه، به‎دليل كمبودها، برخي پرستاران به‎جاي لباس‎هاي مخصوص از كيسه زباله استفاده مي‎كنند. خانه‎هاي سالمندان به حال خود رها شده جنازه‎هاي آن‎ها روي هم، انباشته شده است. انسان‎هاي بالاي ۶۵ سال از گرفتن محموله‎هاي بهداشتي و دستگاه تنفسي به بهانه ضرورت نجات جوان‎ترها محروم مي‎شوند و روز به روز بر آمار مرگ و مير سالمندان افزوده مي‎شود. در نتيجه، كشورهاي غربي، در جريان كرونا بدترين وضعيت را تجربه مي‎كنند به‎طوري كه آمريكا و اروپا ثلث مبتلايان و فوتي‎هاي جهان را به خود اختصاص داده‎اند و آمريكايي‎ها با بيش از يك ميليون مبتلا و ده‎ها هزار كشته مقام اول جهان را به خود اختصاص داده‎اند. كشورهاي اروپايي انگليس، فرانسه و آلمان مدعيان ابرقدرتي جهان نيز در رده‎هاي بعدي قرار دارند.

در ايران نيز طرفداران فرهنگ غرب اعم از احزاب، گروه‎ها، روشنفكران و سلبريتي‎هاي پر مدعا همانند الگوهاي خويش در غرب با اين پديده برخورد مي‎كنند در طرح‎هاي خدمت‎رساني به مردم هيچ بروز و ظهوري ندارند، بلكه سرگرم بحث‎هاي سياسي بي‎حاصل خويش هستند؛ برخي از آن‎ها به تحليل‎هاي خنده‎آوري پرداخته‎اند و در يادداشتي با عنوان «كرونا مستبد است، نه دموكرات» قايلين به دموكرات بودن كرونا را مورد انتقاد شديد قرار داده، مستبد بودنش را اثبات مي‎كنند! عده‎اي ديگر در شرايطي كه جامعه از گرفتاري‎هاي كرونايي رنج مي‎برد مهم‎ترين دغدغه خود را رفع حصر از سران فتنه دانسته، طي نامه‎اي با امضاي ۱۴۳نفر به مقام معظم رهبري خواهان رفع حصر از آن‎ها شده و روزنامه‎ها و رسانه‎هاي خود را به انعكاس اين‎گونه اخبار اختصاص داده‎اند. بعضي هم به‎جاي دغدغه‎هاي مردم در اين ايام كرونا، نگران وضعيت مطبوعاتي هستند كه در صورت طولاني شدن كرونا، ضربه ديگري به نهاد مطبوعات مكتوب وارد مي‎شود. اين‎ها معتقدند دولت بايد به مقوله اطلاع‎رساني به همان اندازه كه به بهداشت اهميت مي‎دهد توجه كند. برخي نيز ضمن خوشحالي از اين كه كرونا فرصت مناسبي براي بازگشت به ميز مذاكره با آمريكا ايجاد كرده است و جمهوري اسلامي در مقابله با آن ناتوان است با عنوان «براي برون رفت از بحران كرونا راهي جز مذاكره نيست» بر اين نكته تاكيد مي‎كنند كه ايران هيچ راهي به جز «مذاكره با آمريكا» براي برون رفت از بحران كنوني ندارد. و البته در عالم واقعيت و در سايه توان و ظرفيت اثرگذاري سياسي، اقتصادي، امنيتي و ديپلماتيك پررنگ‎تر آمريكا، اين دونالد ترامپ خواهد بود كه از فرصت كرونا استفاده بهينه‎تري براي كسب منافع خود خواهد داشت. روزنامه ايران نيز طي يادداشتي با عنوان «چراغ اينستكس روشن شد» ضمن اظهار خرسندي از انجام يك تراكنش مالي ميان ايران و اروپا!، اظهار اميدواري كرده است كه در بحبوحه بحران فراگير شيوع ويروس كرونا كه دامن شماري از كشورهاي اروپايي طرف برجام را نيز گرفته است، اولين گام همكاري ميان ايران و كشورهاي عضو اتحاديه اروپا برداشته شود. از سوي ديگر، جريان غرب‎گرا با فرافكني و توجيه ضعف عملكرد دولت مورد تاييدشان(‎دولت روحاني) همه كاستي‎ها را به گردن تحريم‎ها مي‎اندازند «ما اگر تحريم‎مان برطرف شود دولت به‎طور قطع مي‎تواند با كرونا مواجه شود.»

برخي از آن‎ها نيز در اين شرايط كه مدتي مجلس را تعطيل كرده‎اند و حتي بودجه مجلس با حكم حكومتي رهبري به تصويب رسيد، با طرح دو فوريتي اصلاح قانون انتخابات، در صدد حذف نظارت استصوابي شوراي نگهبان برآمده‎اند. اصلاح‎طلبان نيز همچنان در سوگ از دست رفتن كرسي‎هاي مجلس به سر مي‎برند و در منازعات حزبي و استعفاهاي سياسي، به دنبال مقصر مي‎گردند بعضي هم از تاثير كرونا بر انتخابات رياست جمهوري۱۴۰۰ سخن مي‎گويند و با برجسته كردن برخي پزشكان شاخص اصلاح‎طلب، اين‎گونه وانمود مي‎كنند كه كرونا شانس پزشكان را نسبت به نظاميان افزايش داده است.

بعضي از غرب‎گرايان نيز در اين بحبوحه كرونايي به مقايسه مديريت شرق و غرب در مهار كرونا با حمله سنگين به نظام‎هاي شرقي مانند چين و روسيه، از مكتب ليبرال دموكراسي غرب دفاع مي‎كنند و آمار پايين فوتي‎ها و رقم بالاي بهبود يافتگان در چين و روسيه، نسبت به آمار وحشتناك آمريكا و اروپا را معلول دموكراسي و آزادي در غرب مي‎دانند و ادعا مي‎كنند كه در كشورهاي شرقي به‎دليل نبود دموكراسي آمارها مشخص نمي‎شود. اين افراد، با نگاه خود كم‎بيني و خودتحقيري، نظام جمهوري اسلامي را نسبت به نظام‎ها شرقي و غربي، بدتر از آن‎ها توصيف كرده و بر اين پندارندكه مردم به اين نظام اعتماد چنداني ندارند به همين دليل قرنطينه شدن را نيز حركتي سياسي تلقي مي‎كنند.

يكي از نويسندگان غرب‎گرا، طي يادداشتي با نام «روسيه و چين الگو هستند يا آمريكا و اروپا؟» سعي مي‎كند ضعف غربي‎ها را در مديريت كرونا به نحوي بپوشاند و رسانه‎هاي جمهوري اسلامي به‎دليل پخش اخبار موفقيت‎هاي چين و روسيه در مهار كرونا و انعكاس اخبار فاجعه‎بار غرب مورد حمله قرار داده، مي‎گويد: رسانه‎هاي رسمي ايران به گونه‎اي خبرهاي شيوع كرونا در جهان را پوشش مي‎دهند كه گويي چين در اين مورد كاملا موفق عمل كرده است و دمكراسي‎هاي اروپايي و آمريكا در مواجهه با آن، بدبخت و بيچاره و وارد سراشيب جهنم شده‎اند! آيا منظورشان اين است كه حكومت تك‎حزبي و اقتدارگرا در برابر مشكلات و بحران‎ها، كارآمد و تواناست؛ اما دموكراسي‎ها ناتوان و آسيب‎پذيرند؟ ظاهرا منظورشان همين است! روشن است كه يك دولت اقتدارگرا در نبود احزاب مخالف و رسانه‎هاي مستقل و نهادهاي مدني قدرتمند و شخصيت‎هاي منتقد و خلاصه هرگونه فضاي آزاد، مي‎تواند با تكيه بر انحصار اطلاع‎رساني، بر بسياري از مشكلات جامعه پرده‎پوشي كند و خود را موفق و پيروز جلوه دهد بدون آن‎كه امكان راستي‎آزمايي ادعاهايش فراهم باشد اين نويسنده سپس با پذيرش برخي عيوب دموكراسي به دفاع از حكومت‎هاي دموكراتيك پرداخته و گفته است به قول كارل پوپر، اين نوع حكومت‎ها، كم‎عيب‎ترين نظام‎هاي سياسي تاريخ به شمار مي‎روند! به عبارت ديگر، با توجه به جميع جهات، دموكراسي‎ها به رغم پاره‎اي عيوب‎شان، باثبات‎ترين، عادلانه‎ترين، آزادترين و موفق‎ترين نظام‎هاي سياسي تاريخ بشر نسبت به بديل‎هاي ديگر خود به شمار مي‎روند! تاجزاده نيز در جايگاه وكيل مدافع غرب از اين كه در ايران، دولت‎هاي غربي وحشي خوانده شده‎اند برآشفته شده، توييت كرده است «تا وقتي غرب را وحشي مي‎خوانيم و روابط اقتصادي را به شرق محدود مي‎كنيم پذيرش ذلت اعم از پايگاه دادن به روسيه و پذيرش يك طرفه شرايط چين عجيب نيست. استقلال ايران در گروي ارتباط با همه كشورهاست.» غافل از اين‎كه جريان غرب‎گرا در برجام در برابر واگذاري آن همه امتياز هسته‎اي، «تقريبا هيچ» دريافت كرده است و سرانجام با لگد ترامپ و پاره شدن برجام مواجه شده‎اند و همچنان به رغم اين همه تحقير، به دنبال دادن امتيازات بيش‎تر هستند.

اين نگاه غرب‎گرايان باعث شده است كه كمك‎هاي قابل توجه چيني‎ها به ايران در رسانه‎هاي اين جماعت مطرح نشود و در همان زمان نظام اسلامي را به‎خاطر نپذيرفتن چند پزشك با تعداد محدودي ماسك با عنوان كمك‎هاي پزشكان بدون مرز، مورد حمله قرار دهند

غرب‎گرايان در دفاع از غرب تا آن جا پيش رفته‎اند كه عامل مرگ و مير كمتر در ايران و مرگ و مير بالا در آمريكا و اروپا را به درصد سن بالا گره زده‎اند تا اين‎گونه تلقي نشود كه نظام اسلامي در اين مساله، موفقيت چشم‎گيري داشته و مديريت حكومت‎هاي ليبرال دموكراسي زير سؤال نرود. از اين‎رو در اين رابطه مي‎گويند: «در ايران جمعيت بالاي ۶۵سال كه هدف اصلي كرونا است، فقط ۶درصد جمعيت كشور است. اما در اروپا اين تعداد ۳٫۵برابر است و دليل ديگر مرگ و مير بسيار زياد در غرب اين است كه جمعيتي كه خطر آن‎ها را تهديد مي‎كند متراكم‎تر بوده و جمعيت افراد بالاي ۶۵سال بيش‎تر است.

عجيب‎تر اين كه بعد از ضعف و ناتواني و رسوايي غربي‎ها در برابر كرونا، جريان غرب‎گرا در كشور كه نگران متزلزل شدن ليبرال دموكراسي شده‎اند، با زير سؤال بردن يكي از اصول ادعايي خودشان ـ آزادي بيان-، انعكاس اخبار ضعف و ناتواني غربي‎ها در برخورد با پديده كرونا را غيراخلاقي دانسته‎اند.! شگفت‎انگيز‎تر اين كه كساني كه انعكاس خبر ناتواني غرب در برابر ويروس كرونا را عملي غيراخلاقي تلقي مي‎كنند، كرونا را دستمايه‎اي براي حمله به دين و مذهب و روحانيت قرار داده و آن را عين اخلاق دانسته‎اند! از يك سو به دروغ، شهر قم را عامل اصلي انتشار كرونا در ايران معرفي كرده‎اند و از سوي ديگر اين‎گونه وانمود كردند كه مخالفت علما و مراجع در برابر قرنطينه شدن قم موجب شيوع اين بيماري شده است. «اگر موضوع كرونا زودتر اعلام مي‎شد، دولت نمي‎توانست از پس آن بر بيايد و متهم به سياسي‎كاري مي‎شد. چه كسي مي‎خواست مقررات سفت و سختي در قم ايجاد كند از اين رو، كرونا را نيرويي مي‎دانند كه مي‎تواند به‎جايگاه دين و مذهب و روحانيت آسيب بزند ، زيرا هميشه از شفا يافتن فلان بيمار بر اثر توسل حرف مي‎زنند، ولي از ساخته شدن يك ساختمان به‎دليل توسل حرفي نمي‎زنند. بنابر اين هنگامي كه اين ادعا(در موضوع كرونا) دچار ابهام شود اتفاق گريز از دين حداكثري نيز رخ خواهد داد و جايگاه دين و به‎ويژه دين «فقه‎مدار» و ديني كه حداكثري است، دچار بحران مي‎شود و يكي از استوانه‎هاي سيستمي كه در ۱۵سال گذشته شكل گرفته بود، متزلزل خواهد شد.»

خواب براندازي و شورش از راه كرونا

آخرين نكته اين كه جريان غرب‎گرا كرونا را فرصتي براي شورش‎هاي خياباني و براندازي نظام اسلامي مي‎داند و از اين كه امام خامنه‎اي سال را به‎عنوان «جهش توليد» اعلام كرده‎اند برآشفته شده، طي ياداشتي با عنوان «راه ميان‎بُر؟» نوشته‎اند:

“در دوره‎اي كه قيمت هر بشكه نفت به‎حدود ۲۰دلار كاهش يافته و شبح مرگ با ويروس كرونا در جهان پرسه مي‎زند و شورش‎هاي اجتماعي-معيشتي در تقدير كشورهاي عقب‎مانده است. و تحريم‎ها صورت خشن خود را به رخ كشيده‎اند، سخن گفتن از گام‎هاي بلند و جهش‎هاي بزرگ، دورنمايي مطلوب تصوير نمي‎كند زيرا راه توسعه پايدار همچنان از آهستگي و پيوستگي مي‎گذرد.” البته اين افراد پيش از اين نيز به هر مناسبتي از درگذشت يك خواننده جوان تا جريان سيل ابتداي سال۹۸ چنين آرزوهايي در دل پرورانده‎اند. البته قابل پيش‎بيني بود كه “فرماندهان فتنه اقتصادي” با اميد بستن به تعطيلي كسب و كار مردم در قرنطنيه و سوار شدن بر سياه‎نمايي‎هاي اقتصادي؛ دوباره نويد اغتشاشات خياباني و تكرار “آبان۹۸” را بدهند. ولي تجربه چهل ساله انقلاب اسلامي نشان مي‎دهد كه انقلاب بسيار قوي‎تر از آن است كه در برابر اين توفان‎ها بلرزد.

در پايان در يك جمع‎بندي ساده، مي‎توان مواضع غرب‎گرايان در برابر كرونا را اين‎گونه خلاصه كرد:

۱٫ بي تفاوتي نسبت به وضعيت جامعه و گرفتاري‎هاي مردم.

۲٫ پرداختن به امور و تحليل‎هاي بي‎فايده و غيرضروري.

۳٫ اتهام ناكارآمدي به نظام اسلامي و كارآمد جلوه دادن كشورهاي غربي و به اصطلاح دموكراتيك و پوشاندن ضعف‎ها و ناتواني‎هاي آنان.

۴٫ معرفي ايران به‎عنوان عامل شيوع اين بيماري در منطقه.

۵٫ معرفي مذهب تشيع و اعتقادات پيروان آن به‎عنوان عامل گسترش اين بيماري.

۶٫ تبديل بيماري كرونا به بستري براي محاصره اقتصادي ايران.

۷٫ تخريب چهره ايران در جهان و زمينه‎سازي براي افزايش فشار به ايران.

۸٫ القاي بي‎اعتمادي مردم به‎نظام و عدم‎همراهي آن‎ها با تدابير مسؤولان كشور.

۹٫ تلاش براي بازگردندان ايران به ميز مذاكره با آمريكا براي دادن امتيازات بيش‎تر.

۱۰٫ تلاش براي ايجاد رعب و وحشت و سوق دادن كشور به سمت هرج‎ومرج.

پي‎نوشت‎ها در سايت نشريه پرتوسخن موجود است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *