خانه / سخنرانی ها / تدبیر یا ولنگاری فرهنگی و اقتصادی؟!

تدبیر یا ولنگاری فرهنگی و اقتصادی؟!

در قدیم گاهی به کسی که سرش تاس بود به تمسخر، پیشبند «زلف» اضافه می کردند مثلا به علی کچل می گفتند زلفعلی و حالا هم بر اساس هما سنت دیرینه به دولتی که هیچ گونه تدبیری ندارد و سوسوی امید را در دل آحاد ملت خشکانده است می گویند دولت تدبیر وامید!

دولت آقای روحانی در این ۵ سال حاکمیت خود بر کشور کار را به جایی رسانده که مردم به هنگامی که با یکدیگر مواجه می شوند به جای احوال پرسی، با نگرانی از هم می پرسند چی خواهد شد؟ اگر تاریخ را ورق بزنیم شاید بتوان ادعا کرد که هیچ دولتی حتی دولت های قبل از انقلاب اسلامی نیز به این بی تدبیری نمی توان یافت! مدعیان «تدبیر و امید» کار را به جایی رسانده اند که حتی حامیان سینه چاکشان، پرچم انتقاد به شانه گرفته خواهان استعفا یا استیضاح وی شده اند. براستی کدام تدبیر را میتوان نشان داد که این دولت آن را به کار گرفته باشد؟ آیا در چینش تیم مذاکرات دارای تدبیر بود که تاکنون چندین جاسوس دشمن دستگیر شده اند؟ آیا در شعار برد- برد و طرح خزانه خالی و جیب خالی و انبار خالی دارای تدبیر بود که دشمن را در گرفتن امتیازات فراوان از کشور ایران جری ساخت؟

آیا در تنظیم برجام تدبیری دیده شد یا همان نوشته امریکایی ها را به عنوان توافق پذیرفتند؟ آیا در اجرای برجام تدبیری وجود داشت؟ این که ایران همه تعهداتش را بر روی زمین انجام دهد تا امریکایی ها تحریم های ظالمانه اشان را از روی کاغذ بردارند تدبیربود؟ آیا نگرفتن امضاء از رییس جمهور امریکا مبنی بر این که پس از اجرای تعهدات ایران، امریکایی ها متعهد به برداشتن تحریم ها باشند، تدبیر بود؟ آیا تهیه وتنظیم برجام به نحوی که در صورت تخلف یک عضو مانند امریکا نتوانیم حتی شکایت بکنیم، تدبیر بود؟ آیا اعتماد مجدد به اروپا به رغم عهدشکنی هایش در دو سال ۸۲-۸۴، تدبیر است؟ آیا التماس به اروپاییان به رغم این که بسته پیشنهادی آن ها نه رضایت بخش است و نه شفاف و نه قابل اجرا، تدبیر است؟ آیا معطل گذاشتن کشور بهپای اروپایی ها تا ماه نوامبر( آبان) که دومین مرحله تحریم امریکا بر ضدایران انجام می شود عاقلانه و مدبرانه است؟! آیا بازگذاشتن تمام دروازه ها و گمرکاتکشور به روی کالاهای ترکی و چینی و …. و بازگذاشت دست قاچاق چیان کلان برای واردات به کشور و تعطیلی بیش از ۷۰ درصد از مراکز تولیدی، مدبرانه بوده است؟ آیارساندن نقدینگی کشور به بالاتر از ۱۵۰۰ هزار میلیارد تومان و حاکمیت رکود بر بازار و افزایش نرخ بیکاری و رساندن کشور به مرز ۷۰ درصدی تورم، تدبیر است؟ آیا رها کردن زمام ارز و سکه در شرائط تحریم وتامین بی رویه ارز تفریحی به آنتالیا و دبی و تایلند و … مدبرانه بوده است؟ ایا ثبت سفارش کالا با ارز ۴۲۰۰ تومان به دون اعمال نظارت بر آن، تدبیر بود؟ آیا ثبت نام ۷میلیون و ۵۰۰ هزار سکه بدون نظارت بر این که چه کسانی و برای چه هدفی سکه می خرند کاری عاقلانه و مدبرانه بود؟ آیا رها گذاشتن بازار ارز و سکه و انتقال ده ها تن سکه کشور به عربستان سعودی امری عاقلانه و مدبرانه بوده است؟ آیا واگذاری صنعت نفت کشور به شرکت های امریکایی و اروپایی بدون گرفتن تضمین امری مدبرانه بود؟ آیا واگذاری محیط زیست کشور به عناصر دو تابعیتی و جاسوسان اسراییلی که به نابودی محیط زیست کشور و ریشه کن شدن نسل آهو و. گوزن ایرانی و حاکمیت خشکسالی مفرط بر کشور شد، امری حکیمانه و مدبرانه بوده است؟ آیا واگذاری منطقه صید دریای بندرعباس به چینی ها ومحروم ساختن صیادان ایرانی از رزق دریا امری مدبرانه بوده است؟ آیا واگذاری بندرچابهار به هندی ها و آشپزخانه قطار به اتریشی ها حکایت از تدبیر دولت است؟ آیا واگذاری فضای مجازی کشور به دشمنان قسم خورده ملت و اصرار بر حفظ تلگرام برغم داشتن پیام رسان های داخلی می توان نوعی تدبیر شمرد؟ به هرحال هر چه جستجو کردیم به جای تدبیر، جز ولنگاری فرهنگی و اقتصادی چیز دیده نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *