خانه / یادداشت ها / تحليلي بر آرايش سياسي مجلس دهم

تحليلي بر آرايش سياسي مجلس دهم

حجت الاسلام قاسم روان‌بخش در مقاله ای در نشریه پرتو سخن نوشت:

۱٫ از مدت‌ها پيش معلوم بود كه دشمن اين بار اركان نظام يعني دو مجلس خبرگان و شوراي اسلامي را نشانه رفته و در صدد نفوذ برآمده است؛ موضوعي كه مقام معظم رهبري در مدت يك سال اخير بارها درباره آن هشدار داده بودند. اين نكته در انتخابات به خوبي روشن شد كه بي بي سي رسما با حمايت از ليستي خاص وارد صحنه شد و از كمپين عدم راي به سه نفر از بازوان رهبري يعني حضرات آيات محمد يزدي، مصباح و جنتي حمايت كرد. در اين ميان، هر چند در حوزه تهران برخي بزرگان به دليل فشار رسانه‌هاي بيگانه از ورود به مجلس خبرگان بازماندند ولي چينش نمايندگان نشان مي‌دهد كه در مجموع، مجلس خبرگان كنوني به مراتب اصول‌گراتر از مجلس قبلي است و تعداد ياران آقاي هاشمي به صورت قابل توجهي كاهش يافته است. بنابر اين مجلسي شكل خواهد گرفت كه بسيار انقلابي‌تر از گذشته عمل خواهد كرد و تلاش آقاي هاشمي براي رياست بر مجلس خبرگان را ابتر خواهد گذاشت.
۲٫ در باره انتخابات مجلس دهم نيز نكاتي را بايد متذكر شويم:
الف) صرف نظر از ليست تهران، در ساير استان‌ها و شهرستان‌ها مردم نسبت به نامزدهاي اصول‌گرا اقبال خوبي نشان داده اند؛ به گونه‌اي كه در مرحله نخست بيش از ۵۵درصد اصول‌گرايان با راي مردم به مجلس راه يافته‌اند و در مرحله دوم بر تعداد آن‌ها افزوده خواهد شد.
ب) تعدادي از منتخباني كه به نام اصلاح‌طلب وارد مجلس شده‌اند حقيقتا اصلاح‌طلب نيستند بلكه اصول‌گراياني هستند كه در زير چتر حمايتي اصلاح‌طلب‌ها قرار گرفته‌اند براي نمونه اصلاح‌طلبان در حوزه انتخابي ميبد و تفت براي جلوگيري از راه يابي بنده به مجلس شوراي اسلامي، از يكي از نامزدهاي اصول‌گرا به نام دكتر كمال دهقاني حمايت كردند؛ در حالي كه وي خودش را هرگز اصلاح‌طلب معرفي نمي‌كند. در انتخابات خبرگان نيز كساني همچون آيت ا… هاشمي شاهرودي و آيت ا… مؤمن قمي را در ليست اصلاح‌طلبان قرار داده بودند!
ج) در بسياري از حوزه‌هاي انتخابيه راي آوري نامزد‌هاي اصلاح‌طلبان، معلول تكثر نامزدهاي اصول‌گرا و وحدت اصلاح‌طلبان بوده است. از آن جايي كه اصول‌گرايان مشكلي نداشتند كم‌تر رد صلاحيت شدند؛ و در مقابل اصلاح‌طلبان با رد صلاحيتشان توسط شوراي نگهبان به وحدت رسيدند. طبيعي است در چنين حالتي آراي اصول‌گرايان تقسيم شود و نامزد ضعيف اصلاح‌طلبان با يك چهارم آرا به مجلس راه يابد. نمونه آن را مي‌توان در برخي از شهرستان‌هاي استان كرمان و يزد ملاحظه كرد. متاسفانه تلاش گسترده اصول‌گرايان براي ائتلاف نامزدهاي اصول‌گرا ره به جايي نبرد و آن‌ها تا آخر باقي ماندند و بدتر از آن اين‌كه بعضا به تخريب يكديگر نيز مي‌پرداختند! ولي در نقطه مقابل اصلاح‌طلبان رد صلاحيت شده عملا به ستاد نامزد اصلاحات پيوستند و با وحدت و همدلي به حمايت از نامزدشان پرداختند.
د‌) مردم در انتخابات به نمايندگان مدعي اعتدال و طرفدار دولت نيز اقبالي نشان ندادند و همه كرسي‌هاي اين جماعت از ۵درصد تجاوز نكرد. اين آمار نشان مي‌دهد كه مردم از عملكرد دولت يازدهم رضايت ندارند و از سياست‌هاي به اصطلاح اعتدالي خسته شده‌اند. نمونه آن آراي آقاي لاريجاني در قم است كه به رغم داشتن عنوان رياست مجلس و قرار گرفتن در ليست جامعه مدرسين كه هميشه در قم مورد اقبال عمومي قرار مي‌گرفته است، اين بار برخلاف دو دوره قبل يك پله سقوط كرده و با فاصله‌اي چشمگير در جايگاه دوم قرار گرفته است. شايد بتوان گفت اقبال به ليست اصلاح‌طلبان نيز به دليل اين بود كه آن‌ها نسبت به دولت اعتدال نقش اپوزيسيون ايفا كرده‌اند.
ه‌) درباره ليست تهران كه گفته مي‌شود به طور كامل از آن اصلاح طلبان شده است تحليل‌هاي متفاوتي قابل ارائه است. به نظر مي‌رسد اقبال به اين ليست نيز دلائل مختلفي داشته باشد از جمله اين‌كه اولا همه افراد اين ليست اصلاح طلب نيستند بلكه مورد حمايت اصلاح طلبان قرار گرفته‌اند و معلوم نيست كه در مجلس كنار آن‌ها باقي بمانند؛ ثانيا:
۱٫ مردم به دليل شرايط حاكم بر بازار و بحران ركود و بيكاري از بهبود شرايط ناراحت هستند و به همين دليل رغبتي براي حضور درپاي صندوق‌ها نشان نمي‌دادند. در همين راستا آمار شركت كنندگان نشان مي‌دهد كه درصد حضور مناطق قابل ملاحظه‌اي در حوزه انتخابيه تهران، اسلام‌شهر، شهر ري، شميرانات و پرديس كاهش چشمگيري داشته و در نقطه مقابل، اين شمال شهري‌ها بودند كه تحت تاثير تبليغات بيروني منسجم‌تر از گذشته به پاي صندوق‌هاي راي هجوم بردند.
۲٫ نكته ديگر اين‌كه يكي از دلايل بي رغبتي مردم جنوب شهر علاوه بر معضلات اقتصادي، كم‌توجهي نمايندگان مجلس نهم به حوزه انتخابيه تهران بود؛ در ميان اصول‌گرايان كم‌تر كسي را مي‌توان يافت كه در طول ۴ سال گذشته به مساجد جنوب شهر و اسلام شهر و شهر ري رفته و پاي درد دل اين مردم نشسته باشد. طبيعي است كه وقتي ليستي از همين افراد تهيه مي‌شود چندان مورد اقبال قرار نگيرد و مردم به سراغ چهره‌هاي جديد بروند.
و) برخي جهت‌گيري آراي تهران را به دليل توسعه يافتگي تهران دانسته، معتقدند علت عدم اقبال مرم ديگر استان‌ها و شهرستان‌ها به ليست اصلاح طلبان توسعه نيافتگي آن‌ها بوده است. ولي اين تحليل، گذشته از اين‌كه نوعي توهين به ديگر استان‌ها تلقي مي‌شود كم‌ترين بهره‌اي از واقعيت ندارد؛ زيرا مردم اصفهان و مشهد در انتخاب نمايندگان اصولگرا از سهم بالايي برخوردارند. حال آيا مي‌توان اصفهان و مشهد را جزو شهرهاي توسعه نيافته ناميد؟!
ز) هر چند كساني آقاي لاريجاني را به عنوان رياست مجلس آينده تعيين كرده‌اند ولي به نظر مي‌رسد مجلس آينده مجلس پرچالشي ميان جريان آقاي عارف و جريان لاريجاني خواهد بود كه كم‌تر به مسايل اساسي مردم و حل مشكلات آن‌ها پرداخته مي‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *